تبليغاتX
عاشق همیشه تنها
 

 


                     عاشق همیشه تنها              

 




 

درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

دوستان

نويسنده :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :

تبليغات ويژه قالب ساز :
 
الهی،گاهی،نگاهی

 

ما که مردیم و رفتیم


نويسنده: شاهين مورخ: چهارشنبه 15 آبان1387 در ساعت: 10:31
      |+|
برو
مطمئن باش برو
ضربه ات کاری بود
دل من سخت شکست
و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی
به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود
وبه یک قلب يتيم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود
تو برو
برو تا راحت تر تکه های دل خود را
آرام سر هم بند زنم.
__________________

نويسنده: شاهين مورخ: دوشنبه 16 اردیبهشت1387 در ساعت: 17:14
      |+|
حدودجوانی
حدود جوانی:
از شمال محدود است ، به آینده ای که نیست+
غم پیری و سایه ی مخوف ممات.

از جنوب به گذشته ی پوچی پر از خاطرات تلخ گاهی اوقات شیرین.
مشرق ، طلوع آفتاب عشق ، صلح با مرگ،شروع جنگ حیات
مغرب ، فرسنگها از حیات دور ، آغوش تنگ گور غروب عشق دیرین.
این چه حدودیست ! آیا شنیده ای و میدانی ؟

نويسنده: شاهين مورخ: پنجشنبه 12 اردیبهشت1387 در ساعت: 11:5
      |+|
دلم گرفته
دلم گرفته ازآدمهایی که زیربارون برات میمیرن ولی وقتی آفتاب میشه همه چیزروفراموش می کنند.

******************************************************************

دستهای خسته ام به نوشتن عادت کرده اند.....می نویسم ازدریاوغربت ماهی...........ازآسمان و

تنهایی قناری...........اززندگی وآرزوی مرگ...........می نویسم تاجان دربدن دارم دوستت دارم


نويسنده: شاهين مورخ: جمعه 6 اردیبهشت1387 در ساعت: 11:41
      |+|
کفرنامه کارو

شبی درحال مستی تکیه برجای خداکردم***درآن یک شب خدایامن عجایب کارهاکردم

 

جهان راروی هم کوبیدم و ازنو ساختم گیتی***زخاک عالم کهنه جهانی نوبناکردم

 

زخاک عالم کهنه جهانی نوبناکردم***کشیدم برزمین ازعرش دنیادارسابق را

 

سخن واضح تروبهتربگویم کودتاکردم***خدارابنده ی خودکردم وخودگشتم خدای او

 

خدایی باتسلط هم به ارض وهم سما کردم***میان آب شستم سحربه سحربرنامه پیشین

 

هرآن چیزی که ازاول بودنابودوفناکردم***نمودم هم بهشت وجهنم هردورامعدوم

 

کشیدم پیش نقدونسیه بازی رارهاکردم***نمازوروزه راتعطیل کردم،کعبه رابستم

 

وثاق بندگی راازریاکاری جداکردم***امام وقطب وپیغمبرنکردم درجهان منصوب

 

خدایی برزمین وبرزمان بی کدخداکردم***نکردم خلق ملاوفقیدوزاهدوصوفی

 

نه تعیین بهرمردم مقتداوپیشواکردم***شدم خودعهده دارپیشوایی درهمه عالم

 

به تیپاپیشوایان رابه دورازپیش پاکردم***بدون اسقف وپاپ وکشیش ومفتی اعظم

 

خلایق رابه امرحق شناسی آشناکردم***نیاوردم به دنیاروضه خوان ومرشدورمال

 

نه کس رامفتخوروهرزه ولات گداکردم***نمودم خلق راآسوده ازشرریاکاران

 

به قدرت درجهان خلع یدازاهل ریاکاران***ندادم فرصت مردم فریبی برعباپوشان

 

نخواهم گفت آن کاری که با اهل ریاکردم***به جای مردم نادان نمودم خلق گاووخر

 

میان خلق آنان راپی خدمت رهاکردم***مقدرداشتم خالی زمنت،رزق مردم را

 

نه شرطی درنمازوروزه وذکرودعاکردم***نکردم پشت سرهم بندگان لخت وعورایجاد

 

به مشتی بندگان آبرومند اکتفاءکردم***هرآنکس را که می دانستم ازاول بودفاسد

 

نکردم خلق وعالم را بری ازهرجفا کردم***به جای جنس تازی آفریدم مردم دل پاک

 

قلوب مردمان را مرکزمهرووفاکردم***سری داشت کوبرسرفکراستثمارکوبیدم

 

دگرقانون استثماررازیرپاکوبیدم***رجال وخائن ومزدوررادرآتش افکندم

 

سپس خاکستراجسادشان رابرهواکردم***نه جمعی رابرون ازحدبدادم ثروت ومکنت

 

نه جمعی رابه دردبی نوایی مبتداکردم***نه یک بی آبرویی راهزارگنج بخشیدم

 

نه بریک آبرومندی دوصدظلم وجفاکردم***نکردم هیچ مردی راقرین محنت وخواری

 

گرفتاران مخنت رارهاازتنگناکردم***به جای آنکه مردم راگذارم درغم ومحنت

 

گره ازکارهای مردم غم دیده واکردم***به جای آنکه بخشم خلق راازامراض گوناگون

 

به الطاف خدایی دردمردم رادواکردم***جهانی ساختم پرعدل ودادوخالی ازتبعض

 

تمام بندگان خویش راازخودرضاکردم***نگویندم که تاریکی به کفشت هست ازاول

 

نکردم خلق شیطان راعجب کاری بجاکردم***چومی دانستم که ازاول درآخرچه خواهدشد

 

نشستم فکرکارانتهاراابتداکردم***نکردم اشتباهی چون خدای فعلی عالم

 

خلاصه هرچه کردم خدمت مهروصفاکردم***زمن سرزدهزاران کار،دیگرتاسحرلیکن

 

چوازخودبیخودبودم ندانسته چه ها کردم***سحرچون گشت ازمستی شدم هوشیار

 

خدایادرپناه می جسارت برخداکردم***شدم باردگریک بنده درگاه اوگفتم

 

خداوندانفهمیدم خطاکردم

دوستان چندتانکته مهم توی این کفرنامه هست اگه پیداکردیدتوی پست نظرات اعلام کنید

 

 

 

 

 


نويسنده: شاهين مورخ: جمعه 3 اسفند1386 در ساعت: 10:49
      |+|
نازنین

نازنین باتوخزان بیگانه بود

 

شانه هایت مرحم زخم دل دیوانه بود

 

درکنارت سوختن آرزوی پروازبود


نويسنده: شاهين مورخ: پنجشنبه 11 بهمن1386 در ساعت: 15:22
      |+|
رازمرگ من
 

سبب منم که میشکنم اما حرفی نمیزنم اگه هیچ کس برام نموند واسه اینکه

سبب منم کاش بدونی ماتم دنیام بی تو فقط گریه میخواد، کی میدونه این

حسرتام چه کرده با مصیبتام، یه پاییزم توبهاری من یه مرداب تو دریایی


نويسنده: شاهين مورخ: یکشنبه 16 دی1386 در ساعت: 11:21
      |+|
چگونگی رفتاردخترها وپسرها
دخترها و پسرها چگونه بايد با هم رفتار كنند؟
  1. شوخي و خنده و گاهي درد دل و گفت‌وگوي دختر و پسري كه به نظر نمي‌آيد به قول قديمي‌ها به‌چشم خواهر وبرادري به هم نگاه مي‌كنند، يا قدم زدن دوستانه آنان همراه با پيوستگي دستهايشان، اين روزها در شهرها ديده مي‌شود.
    تكرار اين نمايش هر روزه، هنوز مانع از آن نشده كه مردم حتي در بالاترين سطح از گرايش‌هاي غربي، فرزندان خود را از اين نوع روابط منع نكنند.
    هنوز پسران و پدران رفت وآمدهاي خواهران و دختران را كنترل مي‌كنند و غيرت مرد در واكنش به اين مسايل، خريداري دارد.
    به نظر مي‌رسد نوعي بلاتكليفي مردم در برخورد با اين مساله اجتماعي و تضادها در برخورد با آن، نشانگر اين است كه ايران نه كشوري كاملا سنتي و بسته است كه ارتباط دختر و پسران را نيازمند اشد مجازات بداند و نه مانند كشورهاي غربي اين موضوع را روزمره و پيش پا افتاده مي‌داند.
    واقعيت اين است با گسترش فرهنگ شهرنشيني و بروز تضادهاي فرهنگي، جامعه ايران برخي از نمادهاي مدرنيزم از جمله ارتباط قبل از ازدواج بين دختران و پسران كه مورد بحث بسياري از محافل جامعه‌شناسانه و روانشناسانه در كشور قرار گرفت را پذيرفته‌است.
    باتوجه به‌اينكه اين نوع ارتباط به سبكي كه در فرهنگ كشورهاي غربي تعريف شده از پايه و اساس با فرهنگ ايراني اسلامي به شدت در تضاد است، آسيب‌هاي اجتماعي فراواني مانند دختران فراري، اعتياد و... را در سال‌هاي اخير به دنبال داشته است.
    واقعيت اين است كه دختر و پسر ايراني، بي‌پروا و بدون توجه به هنجارهاي اجتماعي درجامعه كنوني ايران به دلايل مختلف، ارتباطي پنهاني‌وعاطفي برقرار مي كنند و اين در حالي است كه باور به سنت‌ها و هنجارها در ناخودآگاه آنان موجود است.
    دختر به شدت از اينكه والدين وي پي به ارتباط پنهاني وي ببرند بيمناك است، اما از آنجا كه‌مي‌پندارد، پسر مورد علاقه‌اش، وي را به عقد خود درخواهد آورد، به ارتباط خود ادامه مي‌دهد.
    اين درحالي است كه‌بسياري از پسراني كه با دختران ارتباط برقرار مي‌كنند فقط به عنوان سرگرمي و نوعي تفريح به اين ارتباط نگاه مي‌كنند.
    اين پسر در خانواده‌اي پرورش يافته كه همواره در گوشش زمزمه كرده‌اند دختراني كه به راحتي با پسران ارتباط برقرار مي‌كنند، نمي‌توانند زن مناسبي براي زندگي باشند و با اين ديدگاه به ارتباط خود ادامه مي‌دهد.
    ديدگاه سنتي اين افراد زماني آشكار مي‌شود كه به راحتي با جنس مخالف ارتباط برقرار مي‌كنند و به‌شدت مراقب رفتارها و ارتباطات بستگان مونث خود هستند تا مبادا آنان رفتارهايي از اين دست داشته باشند.
    البته اين مقدمه تاييدي برازدواج‌هاي سنتي‌گذشته كه پدرومادر مي‌پسنديدند و دختر و پسر بدون اينكه همديگر را ببينند به عقد يكديگر درمي‌آمدند نيست، چه اينكه سال‌هاست پسران و دختران زيادي با شناخت كافي از يكديگر ، زندگي مشترك را آغاز مي‌كنند و به طور نسبي از زندگي‌شان راضي هستند.

    پس چه بايد كرد؟‏

    شايد كارشناساني كه سال هاست اين موضوع را مورد پژوهش و بررسي قرار داده‌اند تا راهكاري مناسب براي رويارويي با آن بيابند پاسخي براي واژه "پس چه بايد كرد ؟" داشته باشند.
    به گفته كارشناسان علوم تربيتي، سن، شخصيت فرد، برداشت يك فرد از جنس مخالف، تربيت خانوادگي و... در چگونگي برقراري ارتباط وي با جنس مخالف موثر است.
    بسياري از دختران و پسران به گونه‌اي تربيت شده‌اند كه در چرخه اجتماع- مداري از جنس مخالف گريزان نيستند و در قالب مسايل كاري ، درسي و... بدون هيچ گونه احساس عاطفي، بقاي زندگي اجتماعي خود را تضمين مي‌كنند.
    امامتاسفانه‌برخورد نادرست خانوادگي در تربيت فرزندان، شخصيت‌هاي متزلزلي بار مي‌آورد كه در شروع زندگي اجتماعي، هرگونه واكنش از سوي جنس مخالف، وي را به رويايي عاطفي فرو مي‌برد.
    آمار آسيب‌هاي اجتماعي نشان مي‌دهد اين سوء برداشت‌ها چه عواقب ناخوشايندي بخصوص براي برخي دختران به‌بار، آورده است.
    روانشناسان براين باورند، درچرخه زندگي عاطفي جوانان، واكنش‌هاي والدين دربرابر رفتارهاي فرزندان، موجب پي ريزي شخصيتي فرد در دوران بلوغ مي‌شود.
    دكتر "عيسي جلالي" روانشناس و استاد دانشگاه در اين مورد ، گفت: برخورد والدين با دختر و پسر در دوران بلوغ در خصوص روابط بين آنان موثراست.
    وي افزود: دختران در اين سنين نياز به خودشناسي و شناخت استعدادهايشان دارند و اين موقعيت والديني را مي‌خواهد كه به آنان كمك كند.
    به‌ گفته ‌اين روانشناس، هر چه ميزان اختلافات ميان والدين با فرزندان دختر بيشتر باشد، رفتارهاي ناسازگارانه ضد اجتماعي در آنان بيشتر مي‌شود.
    وي افزود: نياز به جنس مخالف بخصوص در دوران بلوغ يك غريزه طبيعي است و تا چنين‌احساسي نباشد در نهايت خانواده تشكيل نمي‌شود اما چگونگي برآوردن اين نياز كوره راه‌هايي دارد كه ممكن است فرد را به بيراهه بكشاند.

    شناخت و احترام‏

    اين روانشناس در توضيح شكل‌هاي مختلف ارتباط بين دختر و پسر گفت: گاهي برخورد دو جنس مخالف، مبتني بر شناخت و احترام متقابل است.
    وي افزود: گروه زيادي از دختران و پسران ايراني تحت آموزش و تربيت صحيح خانواده، از جنس مخالف گريزان نيستند.
    اين روانشناس، گفت : فرزندان در اين خانواده‌ها مي‌آموزند جنس مخالف موجوداتي عادي و معمولي هستند، ليكن آدابي را از لحاظ اجتماعي و شرعي در برخورد با آنان بايد مراعات كرد.
    جلالي بر اين باور است، " بحث و گفت‌وگوي خانوادگي، در مورد واقعيت جنس مخالف، در كاهش بسياري از انحراف‌هاي دوران نوجوان و جواني موثر است".
    وي برخورد با جنس مخالف بر مبناي شرم افراطي را نوع ديگري از واكنش- هاي فرد معرفي كرد و گفت: شرم يك ناتواني دراظهار وجود و ابراز خود است و ليكن حيا رفتاري است، اختياري و ارادي.
    اين روانشناس بر اين باور است كه شرم در رابطه با جنس مخالف باعث بروز مشكلات زيادي مي‌شود در صورتي كه حيا باعث توازن و درست عمل كردن در مقابل جنس مخالف مي‌شود.
    وي افزود: در شناخت حد و مرز حيا و شرم و تفاوت قائل شدن ميان اين دو، خانواده نقش اساسي ايفا مي‌كند.
    به گفته جلالي، شرم و خجالت احساس منفي به جوان و نوجوان مي‌دهد و باعث مي‌شود تا او احساس خويش را در مورد جنس مخالف بيان نكند و به سمت افراد غيرمجرب و حتي ناباب رفته و راهكارهاي خطرناكي را دريافت كند.
    وي برخورد مبتني بر پرخاشگري را نوعي از رفتارهاي ناهنجار افراد در برابر جنس مخالف برشمرد و گفت: پرخاشگري عمل يا گفتاري است كه به منظور آسيب رسانيدن به شخص يا شي ديگري انجام مي‌گيرد.

    ويراژ موتور‏

    اين استاد دانشگاه، گفت: پسراني كه با ويراژدادن سريع موتور يا ماشين در مقابل دختران باعث ترساندن آنان شده يا با پرتاب سنگ ، شيشه خانه‌ها را مي شكنند، تمايل و رفتار پرخاشگرانه خويش را نشان مي‌دهند.
    وي در توضيح رفتار پرخاشگرانه افراد، توضيح داد: آشنايي نداشتن كافي در مورد آداب برخورد با ديگران، اين افراد را دچار ترس و دلهره مي‌كند و اين ترس آنان را به طرف رفتار پرخاشگرانه به صورت نوعي دفاع مي‌كشاند.
    جلالي گفت: برخورد بانسل جوان بايد براساس واقع بيني منطقي و ظريف باشد و از هرگونه افراط و تفريط در اين راه خودداري شود.
    روانشناس ديگري، زياده روي در معاشرت را نوع ديگري از ارتباط نادرست بين دختر و پسر به شمار آورد و گفت: اين‌گونه معاشرت‌ها به طور معمول ناشي از بينش خاص غرب گرايي است.
    دكتر " احمدرضا سهرابي " گفت: داشتن ميهماني‌هاي مختلط و شوخي و خنده ، غيرمقيد بودن در مورد نحوه پوشش و حتي تماس بدني مانند دست دادن يا دست همديگر را گرفتن از جمله مشخصه‌هاي معاشرت‌هاي افراطي است.
    وي ديدگاه خانواده را در چگونگي برقراري اين گونه ارتباط موثر دانست.
    سهرابي گروه دوستان را نيز در شكل‌گيري رفتار يك فرد موثر دانست و گفت: نوجوان به دليل اينكه در سن حساسي قرار دارد، به طور معمول گروه همسالان را در بسياري از موارد بخصوص اگر خانواده نيز شرايط را فراهم كند،جايگزين خانواده مي‌كند.
    وي افزود: دوستان نزديك نوجوان نيز گاهي بر اساس افكار غيرواقعي يا منطقي خود تسهيلاتي براي برقراري ارتباط فرد با جنس مخالف برقرار مي‌كنند.
    سهرابي گفت: اين ارتباط وجلب توجه باعث مي‌شود كه نوجوان با كوچك‌ترين احساس علاقه نسبت به جنس مخالف در چرخه تعامل هم حسي و همدردي قرار گيرد و اين چرخه گاه آنان را به سوي رفتارهايي سوق مي‌دهد كه به لحاظ اجتماعي و اخلاقي ناپسند است.
    وي يكي از مواردي كه خانواده‌ها بايد براي تربيت اجتماعي افراد مهيا كنند را آماده ساختن آنان براي رودررو شدن با جنس مخالف ذكر كرد.
    اين روانشناس، اين امر رامستلزم شناخت صحيح خانواده‌ها از الگوي مناسب رفتار اجتماعي و آموزش آن به فرزندان دانست.
    وي افزود: در كنار اين مسايل، نحوه برخورد جامعه، يعني مردم و اطرافيان نوجوان از ديگر عوامل موثر در ايجاد اين نوع رفتار است.
    سهرابي گفت: آشنايي والدين ، مربيان و آموزگاران با روحيه نوجواني و برخورد صحيح با آن در ايجاد رابطه درست وي با جنس مخالف كارساز است.

نويسنده: شاهين مورخ: پنجشنبه 6 دی1386 در ساعت: 13:49
      |+|

اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می  گفتم

***

هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می  افتم

***

هنوزم میایی به خوابم توشبای پرستاره

***

هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره


نويسنده: شاهين مورخ: پنجشنبه 29 آذر1386 در ساعت: 13:48
      |+|
رازمرگ من
 
عمري با غم عشقت نشستم ........ به تو پيوستم واز خود گسستم ...... وليکن سرنوشتم اين
 
سه حرف بود ....... تو را ديدم. پرستيدم . شکستم.

نويسنده: شاهين مورخ: دوشنبه 26 آذر1386 در ساعت: 12:50
      |+|

Copy Right By: Http://WWW.J28.coo.ir
Sponsored By: Masoud Rezaie